۳ اسفند ۱۳۸۶، ۱۳:۱۶

آثار و اندیشه‌های رادی در فرهنگستان هنر بررسی شد

آثار و اندیشه‌های رادی در فرهنگستان هنر بررسی شد

نشست تخصصی پژوهشی تحلیل و بررسی آثار و اندیشه‌های اکبر رادی عصر روز پنجشنبه دوم اسفندماه در مرکز هنرپژوهی نقش جهان فرهنگستان هنر برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، در ابتدای این نشست که با حضور تعدادی از هنرمندان و اساتید عرصه نمایش و ادبیات و علاقمندان به آثار مرحوم رادی شد، سیمین بهبهانی با ذکر خاطراتی از دوران همکاری و دیدار با رادی گفت: "روزی محمد محمدعلی گفت رادی قصد دیدار با من را دارد. من سال‌ها نمایشنامه‌های او را خوانده و چند نمایش را نیز دیده بودم. به همین خاطر با کارهایش آشنایی داشتم. اما در اولین دیدار چهره آرام و معصوم وی که نشاندهنده روح بلندش بود روی من تاثیر گذاشت."

وی ادامه داد: "خاطرم هست رادی 25 ساله بود که یکی از دوستانش بدون اطلاع وی یکی از آثارش را برای مرحوم جمالزاده فرستاد. جمالزاده با ارسال نامه‌ای گفته بود "حتما متن خود را فرستاده‌ای من جملاتی برای آن بنویسم." رادی در کمال ادب در پاسخ نوشته بود از ارسال این متن برای جمالزاده بی‌خبر بوده و قصد درخواست نگارش متن از سوی وی را نداشته است. اما در کمال خضوع ایرادهای وی را پذیرفته و از اینکه جمالزاده متن وی را مطالعه کرده بسیار خوشحال بود."

بهبهانی با تاکید بر اینکه رادی روحی بلند و شخصیتی آرام و مهربان داشت افزود: "ما از گذشته تاکنون نمایشنامه‌نویس کم داشتیم. غلامحسین ساعدی و رادی جزو معدود نمایشنامه‌نویسان توانمند عرصه نمایش در کشور بوده‌اند. بهرام بیضایی نیز یکی از نویسندگان توانااست. من مدتی قبل وقتی نمایش "افرا" را دیدم، بسیار تحت تاثیر بودم و مرتب می گریستم."

این نویسنده با اشاره به بخشی دیگر از خاطرات خود یادآور شد: "آخرین نمایشنامه‌ای که من از مرحوم رادی خواندم، "از پشت شیشه‌ها" بود که برایم جذابیت زیادی داشت. حدود دو ماه پیش نیز تلفنی با او تماس داشتم، اما از کسالت خود ننالید و از مشکلات جسمی و بیماری خود تا روز فوت هیچ گله و شکایتی نکرد."

وی در پایان با خواندن شعری به گفته‌های خود پایان داد:
"مهربانان همه رفتند و تو هستی ای دل / وه چه هستی که به خون غرقه نشستی ای دل
در تو دیگر نتوان روی دل آرایان دید / تو همان آینه هستی که شکستی ای دل
بود تقصیر ز تقدیر که از همسفران / اینچنین رشته پیوند گسستی ای دل
بار بستند حریفان و به سویی رفتند / مانده بر دوش تو باری که نبستی ای دل
رنج سنگینی غم هر دل نازک را خست / چه گران جان و چه سختی که نخستی ای دل
از گرامی گوهرانی که ز کف دادی شان / هیچ اندیشه نمی‌داری و مستی ای دل
من که اینگونه به گل بسته فرودارم پا / کی توانم که برارم ز تو دستی ای دل"

بهزاد قادری دیگر سخنران این نشست بود که سخنان خود را با عنوان "نگاه به رادی به تاریخ: نبوغ و فقر" ارائه کرد و گفت: "من همواره رابطه‌ای نزدیک با رادی داشتم و به طور مرتب درباره نوشته‌هایش با یکدیگر گفتگو می کردیم. من از میان آثار وی دو نمایشنامه "لبخند باشکوه آقای گیل" و "مرگ در پائیز" را بیش از سایر آثارش می‌پسندم. به نظر من "لبخند باشکوه آقای گیل" به مسئله آموزش و پرورش و آموزش عالی بسیار خوب می‌پردازد. او فقر نبوغ را در این عرصه به خوبی منعکس می‌کند."

وی ادامه داد: "در نمایشنامه "لبخند باشکوه آقای گیل" ما شاهد فعالیت تعدادی دیوانه هستیم که با دو نفر لال در ارتباطند. طبقات اشرافی در این داستان به جایی رسیده و تغییر شکل داده‌اند. این متن غیر از اینکه به مسئله اشرافیت بیمار اشاره می‌کند، در دوره تاریخی به نگارش درمی‌آید که اعمال قانون اصلاحات ارضی باعث گسستن پیوندهای محیطی افراد می‌شود و روستائیان مانند افرادی که از ریشه خود جدا شده‌اند، به اطراف محل زندگی خود کوچ می‌کنند."

قادری با اشاربه به اینکه این نمایشنامه به مسئله فقر و اشرافیت نوکیسه و تازه به دوران رسیده اشاره می‌کند، یادآور شد: "تعدادی نابغه و دانشگاهی در این داستان هستند که برای عوض کردن دنیا برنامه دارند و بسیار خشن هستند. همچنین ماشینیزم از این زمان آغاز می‌شود و رادی نسبت به مشکلات عمیق سیستم آموزش و پرورش و آموزش عالی هشدار می دهد."

قطب‌الدین صادقی هم با اشاره به اینکه صحبت از رادی او را دچار ضعف و سستی می‌کند، گفت: "زمانی نمایشنامه‌نویسانی مانند ساعدی، مفیدی، نویدی، نعلبندیان و ... فعالیت می‌کردند که پس از مدتی روی در نقاب خاک کشیدند. از بازماندگان نویسندگان توانای آن زمان بیضایی با تلاش بسیار کار خود را در سینما پی گرفت و خلج به تلویزیون کوچ کرد. در این میان رادی با اعتقاد و شایستگی در این عرصه ماند و میراثی گرانقدر از خود به جا گذاشت."

وی ادامه داد: "آنچه رادی در آثارش ارائه می‌کند در چارچوب رئالیسم است. رئالیسم تحلیلی انتقادی که چارچوبی دقیق از انسان در آن دیده می شود. این نویسنده نگاهی عینی‌گرا دارد. در بررسی آثار این نمایشنامه‌نویس می‌توان به مقایسه آثار وی با هنریک ایبسن یا آنتوان چخوف پرداخت. در نوشته های وی نوستالژی گیلان ویران و از رونق افتاده را می‌توان مشاهده کرد."

صادقی یادآور شد: شخصیت‌های نمایشنامه‌های رادی نیز هیچکدام قهرمان یا الگو نیستند. جز در نمایش "آهسته با گل سرخ" که با کمی تاثیرپذیری از شرایط انقلاب وی شخصیتی را ارائه می‌کند که شهید می‌شود. شخصیت‌های نمایشنامه‌های رادی مایوس و حراف و شبه روشنفکران بی‌آینده هستند. این موضوع یک نقص دراماتیک نیست، بلکه یک ویژگی است که باید در اجرا خیلی خوب ارائه شود."

در بخش دوم برگزاری نشست تحلیل آثار رادی عطاءالله کوپال به رابطه اکبر رادی و درام مدرن اشاره کرد و گفت: "درام مدرن از حدود 1870 از دل ملودرام‌های نازل و درام‌های بازاری سر برمی‌آورد و به بیان مسایل اجتماعی قرن 19 میلادی می‌پردازد. این نوع درام دنیای پس از انقلاب صنعتی را نشان می‌دهد و افرادی را به تصویر می‌کشد که در بین چرخدنده‌های زندگی شهری دچار مشکل شده اند."

وی ادامه داد: "رادی نیز در نوشته‌هایش به زندگی شهری می‌پردازد و اگر روستا را به تصویر می‌کشد، در محاصره شهر از پا درآمده است. همانند شخصیت مشتی در نمایشنامه "مرگ در پائیز" که دچار همین مشکل است یا روستائیانی که در نمایشنامه "در مه بخوان" مورد تهاجم و تجاوز واقع شده اند."

این استاد دانشگاه با بیان اینکه شخصیت‌هایی که رادی خلق می‌کند به نوعی با جاودانگی ارتباط دارند، اظهار داشت: "من افتخار می‌کنم به اینکه در مقام یک معلم آثار رادی را در دانشگاه درس می‌دهم و به دانشجویان نقد و بررسی آثار وی را توصیه می‌کنم. چون آثار او جزو درام‌های مدرن محسوب می‌شود. وی زندگی شهری را در برابر چشمان ما می‌آورد."

کوپال با اشاره به اینکه رادی زندگی شهری را در برابر چشم ما قرار می‌دهد، توضیح داد: "همانطور که اکنون ما با خواندن نمایشنامه‌های چخوف می‌توانیم روسیه سال 1904 پیش روی خود ببینیم، با خواندن آثار رادی نیز می‌توان ایران دهه‌های 40، 50، 60 و 70 را به خوبی مورد مطالعه قرار داد."

وی ادامه داد: "رادی کارهایی شبیه به هم خلق نکرد و این به معنای مدرن بودن اوست. وی قالب‌های نمایشی را با آثار خود شکست. در نمایشنامه "باغ شب‌نما" او به سمت رمان‌نویسی قرن بیستم تمایل می‌یابد. وی در این اثر از شیوه جریان سیال ذهن استفاده می‌کند و زمان را به کلی می‌شکند. وی معتقد بود باید اثر مدرین آفرید؛ در عین حال رادی از هیچکس تقلید نمی‌کرد."

کد مطلب 643295

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha